به یادت خودت باش

به نام خدا

 

این روز ها آنقدر الکی درگیر  زندگی شده ایم که دیگر برای خودمان هم وقت نداریم . اگر می خواهیم خودمان را ببینیم باید یک هفته صبر کنیم تا جمعه بیاید .  تازه شاید آن روز  یک نگاهی به خودمان کردیم و چند کلمه ای با خودمان حرف زدیم . از همه مهمتر اینکه روز تولدت را هم دوستانت به یادت بیاورند . بسی جای خوشبختی است . تولد هر کس بهانه است برای بازیابی خویش . زیرا با اینکه خودت را گاهی از یاد می بری هنوز هم کسانی هستند که به یادت باشند ...

 تولدم مبارک

 

روز پدر

به نامه خدا


امروز از صبح به فکرت بودم . با خودم گفتم شاید هیچوقت قدر پدر را ندانستم .تا وقتی که نوجوان هستی پرخاشگر و بی قانونی و گاهی بر سر پدر و مادرت داد می کشی و فکر می کنی برنده ای . زیرا آنها چیزی به تو نگفتند . شانه هایت را در مقابل کارهایی که از تو می خواهند بالا می اندازی و گاه با یک باشه چشم از سر خودت رد میکنی . فکر کردی همینطور بچه می مانی و... همیشه خودت را این سوی خط می بینی . شاید اگر تصور کنی روزی هم تو آن سوی خط خواهی بود . شاید آن وقت جریان فرق کند . اینروزهای مناسبت  را برای همین گذاشته اند . تا کمی به خودمان بیاییم . گفتم نوجوانی . اما بچه همیشه برای پدر و مادر بچه است .حتی بچه های 50 یا 60 ساله هم ... ان قدر درگیر و دار زندگی اسیر شده ایم که گهگاه یادمان میرود پدر و مادرمان هم گردنمان حق دارند . امروز مغازه ها و خیابانها پر است از آدمهایی که برای تبریک گفتن به پدر یا همسرشان برای خرید یک هدیه مغازها را وارسی می کنند . تا شاید کمی به ظاهر هم که شده وقتی برای یکدیگر بگذارند ...


روز مادر

به نام خدا



این روزها رادیو و تلویزیون ، روزنامه ها ، مجلات، پیامک ها و نگاهها همه چیز دور محور روز زن و مادر می گذرد .توی تاکسی که می نشینم رادیو روشن است . مجری رادیو هر چند کلمه یکبار نام مادر را به زبان می آورد  .از تبلیغات تلویزیونی گرفته تا بیلبوردهای تبلغاتی بزرگراهها . همه از مادر دم می زنند . نا خوداگاه یاد پسر هفت هشت ساله  همسایه مان می افتم که دو ماه پیش توی عید نوروز مادرش را بر اثر یک حادثه رانندگی در جاده شمال از دست داده بود . راستی آن پسر بچه و بچه هایی شبیه او آیا این روزها هم مانند دیگران خوشحالند ؟ آیا کسی هست که کمی از شادی این روزها را با آنها قسمت کند ؟! همینطور که به این موضوع فکر می کردم راننده در واکنش به حرفهای رادیو آهی کشید و نگاهی به من کرد و گفت : جوون مادر همیشه عزیزه اما ما که خیلی وقته از داشتنش محروم شدیم . بعد یک لبخند تلخی زد و سرش رو تکان داد . خوب راست میگفت این تنها بچه ها نیستند که دلتنگ مادرشان میشوند .گاهی آدم بزرگها هم مثل بچه ها از فرط دلتنگی گریه می کنند .


امروز تولد ۵ سالگی این وبلاگ است.