ساعت های بی وجدان !
به نام خدا
روزهای برفی ، قرارهای ناگهانی ، هوای دونفره، ایستگاه متروی میرداماد، ساعت انتظار، سلام ذوق آور، دست دادن های گرم و تازه ، پارک سنگی،چای کهنه دم قند پهلو، قلیان روشن، حرف های تازه، خاطرات شیرین، آش دوغ، حرف های بی پروا، لحظه های بی تکرار، نگاه های معنی دار، دست های گرم و بی اقرار، ... روزهای کوتاه و کم تحمل، ساعت های سریع بی وجدان، هوای سرد بی احساس، چشم های من ، چشم های تو ، ایستگاه متروی میرداماد، دست های سرد و خداحافظ ، واگن های شلوغ و بی انتها، ...

+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۲/۱۰/۱۶ ساعت 14:48 توسط مهدی تابش
|