به نام خدا


هر از گاهی دفترچه یادداشتم را نگاه می کنم .و یا چیزهایی در آن می نویسم . دفترچه یادداشتی که همیشه با من است .

با اینکه با پیشرفت روز افزون دانش دیگر تلفن همراه آدمها دفترچه یادداشت آنها هم هست ، اما من هنوز هم یادداشت های روزانه ام را در دفتر کوچک جیبی می نویسم . زیرا این یادداشت ها وقتی با ارزش هستند که به خط خود ادم نوشته شده باشند.

قرارهای یک خط درمیان ، وقت های مطالعه ، خریدهای روزانه ، شماره های اتفاقی ، جملات بیادماندنی و یا شعری که ناگهان به یادت می آید ،دستور پخت غذاهایی که دوست داری، سفرهای احتمالی، بدهکاری ها و بستانکاری ها ، زمان های دیدار و...

در مورد زمان های دیدار گفتم ،  زمان آخرین دیدارمان را در دفترچه ی قبلی ام نوشته ام . از آن زمان تا به امروز چند دفترچه یادداشت دیگر سیاه کرده ام  ، بی خود و بی جهت ، اما آیتمی به نام زمان دیدار برایش تعریف نکرده ام . اینکه آخرین دیدارمان چند شنبه بود یادم نیست ، اما یادم هست که نه تو و نه من            نمی دانستیم این اخرین دیدار ماست !