به نام خدا



این روزها رادیو و تلویزیون ، روزنامه ها ، مجلات، پیامک ها و نگاهها همه چیز دور محور روز زن و مادر می گذرد .توی تاکسی که می نشینم رادیو روشن است . مجری رادیو هر چند کلمه یکبار نام مادر را به زبان می آورد  .از تبلیغات تلویزیونی گرفته تا بیلبوردهای تبلغاتی بزرگراهها . همه از مادر دم می زنند . نا خوداگاه یاد پسر هفت هشت ساله  همسایه مان می افتم که دو ماه پیش توی عید نوروز مادرش را بر اثر یک حادثه رانندگی در جاده شمال از دست داده بود . راستی آن پسر بچه و بچه هایی شبیه او آیا این روزها هم مانند دیگران خوشحالند ؟ آیا کسی هست که کمی از شادی این روزها را با آنها قسمت کند ؟! همینطور که به این موضوع فکر می کردم راننده در واکنش به حرفهای رادیو آهی کشید و نگاهی به من کرد و گفت : جوون مادر همیشه عزیزه اما ما که خیلی وقته از داشتنش محروم شدیم . بعد یک لبخند تلخی زد و سرش رو تکان داد . خوب راست میگفت این تنها بچه ها نیستند که دلتنگ مادرشان میشوند .گاهی آدم بزرگها هم مثل بچه ها از فرط دلتنگی گریه می کنند .


امروز تولد ۵ سالگی این وبلاگ است.