اسیری ...
به نام خدا
امروز روی کاغذ چند کلمه ای نوشتم بر حسب اتفاق ...
زندگی ، حس عاشقی ، دلتنگی ، دنیای با تو بودن ،تنهایی ، بی وفایی ، بودن ، نبودن ، اضطراب ، دلواپسی ، امید ... و اسیری
اما خوب که دقت کردم ،دیدم زندگی ام سرشار از همین چند کلمه است . که برخی از آنها گوشه ای و برخی دیگر تمامی امپراطوری ذهنم را تسخیر کرده اند . آنها را نوشتم . فکر کردم و فکر کردم . لباس رزم پوشیدم و در آوردم .نتیجه گرفتم که صلح بهتر از جنگ است . این تجربیاتم را مدیون مطالعه جنگهای صلیبی قرون وسطای اسپانیا می دانم . اسیری را بر می گزینم . زیرا در اسیری همه ی آن کلمه ها وجود دارد...

+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۹/۰۹/۰۸ ساعت 12:16 توسط مهدی تابش
|