ديروز هواي خيلي خوبي بود و ميتونست يك سيزده بدر به يادماندني اي برايمان باشد. اما من كه نتونستم جايي برم و سيزده رو در حياط خانه مان سر كردم . متاسفانه امسال نتونستم سبزه گره بزنم . ميگويند سبزه گره زدن يك سنت است . سنت مقدس . همراه با دعا كردن براي همه . راستي من پارسال چند سبزه براي چند تا از دوستانم گره زدم كه يكي دوتاش واقعا به نتيجه رسيد و رفتند به خانه بخت . اما امسال نتونستم . خيلي بد شد . به هر حال باشد طلبشان .بعد ازظهر سيزده يك دوري بيرون زدم . چقدر خيابانها خلوت بود . تهران شده بود پر از بزرگراههاي خالي ، پر از پاركينگ ، پر از اكسيژن و تميزي . عيدها تهران استثنايي ميشود . يك شهر بزرگ و خلوت با آسمان آبي خالص. بازار كه اصلا خيلي خلوت بود . با خودم گفتم چه خوب توي اين سيزده روز ،طرح ترافيك هم تعطيل است . ميشود تا قلب بازار رفت . دور ميدان توپخانه يك اتومبيل با پلاك ايران۱۲ كه نميدونم براي كدومشهر بود كنار من ايستاد و پرسيد : ببخشيد ، ميدان امام خميني كجاست؟من هم  تابلوي  بالاي سرش رو نشون دادم گفتم همين ميداني كه داريد دورش ميچرخيد! راننده يه نگاه به تابلوي كرد گفت : اي بابا يك ربع دارم اينجا بالا وپايين ميكنم . گفتم حالا ميخواي كجا بري گفت خيابان ناصرخسرو . من هم آدرس دادم و رفت .ياد خودم توي شهر اصفهان افتادم .كه شمال و جنوب اصفهان رو گم كرده بودم . از اونجايي هم كه خيلي قد بودم از هيچكس نمي پرسيدم . خيابان چهارباغ بالا و پايين رو اشتباهي گرفته بودم .راستي عدد سيزده يا بقول بعضي ها سينـزده ! ما ايرانيها عدد سيزده رو نحس ميدونيم . حتي برخي از خونه ها رو ديدم كه پلاك  سيزده رو به دوازده بعلاوه يك تغيير ميدن . البته اين مختص ايرانيها نيست ميشه گفت اكثر فرهنگهاي دنيا هم با بعضي اعداد مشكل دارند مثلا ژاپني ها و كره ايها و چيني ها  با عدد چهار و سيزده مشكل دارند و آن را عدد بد شانسي ميدانند .البته اينكه درسته يا غلط بايد بندازيم گردن اونايي كه ميگن ...

شب كه به خونه برگشتم ديدم ماهي قرمزم از حركت افتاده .نگاش كردم . با خودم گفتم طفلك نذاشت سيزده تموم شه .به هر حال ،حالا ديگر تعطيلات تمام شده و بايد سركار حاضر باشيم .