خودت خواستی تقصیر من نبود ...
به نام خدا
زندگی شیبی است و عشق سیبی است و وای بر حال آن که در عشق پایبند نظم وترتیبی است واما تو:
قرار نبود آن وقتهای تو جایشان رابا این وقتهای من عوض کنند.قرار نبود عشق هم مثل گیلاس.بوسه.عیدی و تعطیلات تابستان اولش قشنگ باشد.
قرارنبود کسی سختش باشد بگوید دوستت دارم.قرار نبود کسی به هوای نشکستن دل دیگری بماند.قرار بود هر کس به هوای نشکستن دل خودش بماند.قرار نبود هر چه قرار نیست باشد.قرار تنها بر بیقراری بودوبس.گمان نمیکنم گناه من سنگین تر از نگاه تو باشد.
اما یقین دارم کودک دلت کمتر از پیش بهانه ی لالایی های شعرگونه ام رامیگیرد. مهم نیست فقط یک چیز یاد همه بماند.اگر اتفاقی که نباید بیفتد افتاد ، تنها برایت می نویسم:خودت خواستی تقصیر من نبود.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۷/۱۰/۰۴ ساعت 8:23 توسط مهدی تابش
|