به نام خدا

دیگر حتی دل تنگت نمیشوم ...به تو فکر نمی کنم .... از تو رد می شوم و به اکنون هایی می رسم که می گذرند و من بی توجه به انها چمباتمه زده ام و به تو فکر می کنم .

چه خوش خیالی است خیال آمدنت و من چه ساده چشم های سیاهم را به در دوخته ام با این که می دانم آمدنی نیستی .

چه انتظار واهی ای است !

افسوس که دوست داشتنت زیبا نبود چون خیال آبی نیلوفر...