به نام خدا

 

نیمه شعبان سری به پارک ملت زدم . پارک ملت اخیرا شبها ساعت ۹ به بعد جشن رقص فواره ها را برگزار میکند . و با یه آهنگ زیبا و اون نور پردازی قشنگ   واقعا فضارو دلنشین میکنه . خیابان ولی عصر پر بود از دخترها و پسرهایی که می اومدندو دور تا دور فوارهها حلقه میزدند و شادی میکردند . شب نیمه شعبان واقعا تهران غرق در نور و شادی است. خیلی جالب بود برای اولین بار بود میدیم شب نیمه شعبان در خیابان همه میرقصیدند چند مورد توی میدان ژاله(شهدا) و پارک ملت دیدم . برام جالب بود و تعجب کرده بودم . تا حالا ندیده بودم شب میلاد یک امام مردم برقصند .

از اون طرف هم ...

همه جا توی خیابونها مردم واقعا بی ریا جلوی ماشنها رومیگرفتندو بهشون شربت و شیرینی تعارف میکردند . آدم یک حس خوبی بهش دست میده و با خودش فکر میکنه .چقدر مردم یه شبه عوض شدن و بیرون آکنده از چه  فضای روحانی شده .

انگار کسی کاری به این نداشت که دنیا چه خبر است . یادش نبود نان گران است و یا پولی در بساط نیست . کسی در فکر آن نبود که یارانه ها چه خواهد شد .یا مسکن یک معضل اصلی است. انگار آن شب همه واقعا عاشق بودند . انگار همه بر این باور بودند که بایک گل هم بهار خواهد شد ...

این همه زیبایی و مهربانی چشمهای انسان رو نوازش میداد . این همه عشق و ارادت قلبهای انسان را جلا میداد .

کاش ما ادمها همیشه همینطور با هم مهربان و شاد بودیم . کاش دنیا اینقدر بد نشده بود تا به هم اخم کنیم و دل همدیگر رو بشکنیم ...

کاشهایی که پایانی ندارد و حسرتهایی که کشیدن ندارد ...

-------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت :اینروزها به دنبال پایان میگردم .