در جشنواره گل ،پاییز چه پر فریب، غمگین غزل واژه ی هجرت سروده است ...
به نام خدا
مبعث پیامبر عشق و رحمت ، حضرت محمد مصطفی بر همه آزادگان تهنیت باد .

مثل ابرهای زمستون
نه زمین خاک قدیمی
نه هوا همون هواست
تا چشام کار میکنه
هرچی که مونده نابجاست
داره از قبیله ی ما یکی یکی کم میشه
هر چی دوست داشتم و دارم راهی عدم میشه
مثل ابرهای زمستون دلم از گریه پره
شیشه ی نازک دل منتظره تلنگره
غم سفره های خالی
دستهای نحیف مردم
داغ شلاق جهالت به تن شریف مردم
غم اعدام ستاره انهدام سرو و آزاد
تیرباران شقایق باغبانی کردن باد
همه قطره های خونین که به خاکم شده فریاد
همه اینهایی که گفتم بغض هر روز منه
من و در من میشکنه
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۷/۰۵/۱۰ ساعت 12:15 توسط مهدی تابش
|