به نام خدا

سلام مادر ،

سلام ای سر چشمه هستی . سلام ای بزرگ ای بی نهایت ...

 امروز وقتی مادرم در حال آماده کردن سفره ناهار بود ، گوشه ای نسشته بود م و به او نگاه میکردم . همیشه دلم میخواست برایش کاری بکنم تا ذره ای از زحماتش جبران شود . با خودم میگفتم چطور میتوانم ارزش زحمتهای او را درک کنم.در همین اندیشه بودم که ناگهان فکری به سرم زد و تمام وجودم رالرزاند . اگر قرار بود روزی به خاطر تمام زحماتش مزدی میگرفت چه می شد؟...