انصاف، برترين خصلت هاست ... امام علی علیه السلام
به نام خدا
سلام
موضوعی که این دفعه براتون نوشتم . ماجرای یکی از دوستان من هست که به اختصار برای شما نوشتم . و همه ماجرا واقعی است
چند سال پیش بود ، زیاد دور نه همین یکی دوسال پیش بود که یک اختراع به ثبت رسوندم . خیلی خوشحال بودم از اینکه چند سال تلاشم بی نتیجه نمانده است . طرحم در جشنواره خوارزمی مقام اورده بود ومورد توجه قرار گرفته بود . خیلی خوشحال بودم ازاینکه بالاخره همین روزا یکی از این کارخونه ها زنگ میزنه و باهام قرارداد میبنده . اما یکسال گذشت و خبری نشد . طرحم رو برا ی ثبت جهانی به امریکا فرستادم . و اونجا ضمن استقبال از طرح موجود و آزمایشهایی که انجام دادند اعلام کردند که ضریب امنیتی قفل مرکزی گاو صندوقی که شما ساخته اید ، پنج درصد بیشتر از پیشرفته ترین قفل ساخته شده در امریکا و جهان است . خوب با زهم خوشحال شدم . و بعد از مدتی برای شرکت در جشنواره اختراعات دنیا در یکی از کشورهای اروپایی (مجارستان)پتوسط یک تیم جوان و مخترع ایرانی اعزام شدم . با خودم گفتم قرارداد است که حالا منتظر من است . در اون جشنواره که شرکت کرده بودیم ایران با اختراع من اول ، آمریکا دوم و اسراییل سوم شد . این دیگه بهترین گام برای من بود و حتی افتخار برای ایران عزیز . قرار شد فردا به نمایشگاه بین المللی برویم و اختراعات را به معرض عموم بگذاریم . ولی متاسفانه یک غرفه هم در اختیار ما قرار ندادند . حتی میخواستند ما را به نمایشگاه راه هم ندهند . انگار یادشان رفته بود ما اول شده بودیم . ولی ناخوداگاه هنگامی که بردهای بزرگ تبلیغاتی در نمایشگاه را دیدم متوجه شدم که اسم ما را از اول بودن برداشته اند . و در بیلبرد بزرگ در نمایشگاه نام اسراییل را میدیدم که مقام نخست و سپس آمریکا و در آخر ایران بود . بغض گلویم را میفشرد . اشک در چشمانم حلقه زده بود . به مدیریت نمایشگاه که مراجعه کردم و مساله را مطرح کردم . آنها هم همه چیز را انکار کردند. و گفتند غرفه ای نداریم که به شما بدهیم . ولی بالای نمایشگاه یک انباری هست که میتونید اونجا وسایلتون را بگذارید . جایی برای اعتراض نبود . تعدادی هم مامور دولتی همراه ما بودند که به جای دفاع از حق ما به روسری دختر خانمها و کروبات زدن ما گیر میدادن و تند تند گزارش تنبیهی به ایران ارسال میکردند. در انجا به خیلی از حرفهای مسولین شک کردم . در انجا غربت ایران و ایرانی و مظلومیت سرزمینی را دیدم که چگونه تنها و بیکس در تاریخ معاصر بدون هیچ دلسوزی حتی نمیتواند اعلام موجودیت کند .از آمریکا و اسراییل گله ای نیست . از خودمانیها گله دارم.
ما برگشتیم با دستانی پر از پیروزی و دلهایی شکسته از عظمت از دست رفته یمان . ما برگشتیم با کوله باری از زخمهای عمیق با چشمهای اشک آلود از حرمتی که ایرانی دارد ولی ندارد ...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ناخودآگا به یاد حرفهای مسولین برای پیشرفت ایران میافتم و یا به یاد دروازه های تمدن پهلوی و به یاد تاریخ و آن فیلم کیف انگلیسی ...