منت خدای را عزو وجل

بنام یگانه های پرستوهای بی آشیانه برای همه ی آنهایی که بی تقصیرند:
تقدیم به چشمهایی که در راه ماندند و دلهایی که آنها را راندند.تقدیم به اشکهایی که غرورشان شکست و عهدهایی که کسی آنها را نبست.

گفته بودی سهراب بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است .

ولی از خستگی عشق چه میدانستی

شوکرانش را آیا هرگز به تو قطره قطره  نوشاندش کس

شده یکبار به جز گرمی عشق به غم سردی آن هم برسی

سردی عشق چیز ویرانگر بی احساسی است

در همه زندگیت داشتی لحظه ی بی توصیفی

سهراب عشق به جز چهره ی گل ، آب ، درخت چهره دیگر هم دارد

عشق سنگی است که زیبایی را به نگاهم چه حقیرانه شکست

سهراب...

عشق را اگرچه چه من تجربه اش کرده ام و سرنگش را نوشیده م

گر تو هم تجربه اش می کردی ، شاید آن وقت چنین میگفتی :

<<بدترین درد رسیدن به نگاهی است که در سردی عشق رنگ خود باخته است .>>