فاطمه پاره ی تن من است .پیامبر اسلام
به نام خدا
((شهادت بزرگ بانوی بشریت حضرت زهرا بر تمامی آزادگان تسلیت باد ))
حرمت نمک گرفتن از دیوار کمک گرفتن
مادر مجروح ما رو به باد کتک گرفتند
تک تنها توی کوچه دست و پای من می لرزید
جلوی چشم من روی خاکها مادرم تو خاک می غلتید
***
سلام مادر ، من یکی از فرزندان تو هستم . من یک شیعه ایرانی هستم . و این را بدان که تا آخرین قطره خونم را فدای شما و آرمانهایتان میکنم . من فرزند اسلام هستم . من فرزند مظلوم ترین دین خدا هستم . مادر همیشه برایمان دعا کن تا هرگز از آرمانها و اعتقاداتی که تو به ما آموختی دور نشویم . و مانند شما یک مبارز واقعی علیه بدی ها باشیم .
"لعنت جاودانه خدای بزرگ بر قاتلانت "
***
حضرت فاطمه كنار قبر پيامبر مىآمد و آن قدر گريه مىكرد تا بىهوش مىشد، و سپس او را به خانه مىآوردند، و در خانه هم آن قدر گريه كرد كه امير مؤمنان به او گفت: اى دختر پيامبر: بزرگان مدينه مىگويند به فاطمه بگو يا شب گريه كند يا روز.
فاطمهعليها السلام در جواب گفت: اى ابا الحسن من مدت زيادى در بين آنها زندگى نخواهم كرد و به زودى به ديدار پدرم خواهم شتافت قسم به خدا تا آن زمان شب و روز آرام نخواهم داشت.
آرى ظلم به خاندان نبوت آن چنان بود كه فاطمه زهرا را چنين غمگين و گريان كرده بود كه در مدت هفتاد و پنج روز يا نود و پنج روز به اندازهاى گريست كه نام او در كنار نام گريه كنندگان همچون يعقوب كه مدت زيادى در فراق يوسف گريست قرار گرفت. آرى فاطمه اين مدت را بر امت و اسلام گريه كرد.
سرانجام روز سوم جمادي الثانی سال يازدهم هجري فرا رسيد. فاطمه (عليها السلام) آب طلب نموده و بوسيله آن بدن مطهر خويش را شستشو داد و غسل نمود. سپس جامه اي نو پوشيد و در بستر خوابيد و پارچه اي سفيد به روي خود کشيد ؛ چيزي نگذشت که دخت پيامبر ، بر اثر حوادث ناشي از هجوم به خانه ايشان ، دنيا را ترک نموده و به شهادت رسيد ؛ در حاليكه از عمر مباركش بنا بر مشهور ، 18 سال بيشتر نمی گذشت و بنا بر مشهور تنها 95 روز پس از رسول خدا در اين دنيا زندگی نمود.فاطمه (عليها السلام) در حالي از اين دنيا سفر نمود كه بنا بر گفته معتبرترين كتب در نزد اهل تسنن و همچنين برترين كتب شيعيان ، از ابابكر و عمر خشمگين بود و در اواخر عمر هرگز با آنان سخن نگفت ؛ و طبیعی است كه ديگر حتی تأسف ابوبكر در هنگام مرگ از تعرض به خانه فاطمه (عليها السلام) سودي نخواهد بخشيد.