باید رفت ...

به نام خدا

 

 

گفتم حواست کجاست ؟! گفتی عاشقی حواست را تا ناکجا آباد پرت کرده است ...گفتم سر به زیر باش گفتی خورشید را بیشتر دوست داری  ! گفتم  بیشتر باش ! اما تو سوءبرداشت کردی ... گفتم چشمانت را روی بعضی اتفاقات ببند ، گفتی با چشمان بسته همه چیز تاریک است... گفتم ببخش گفتی سخاوتمند هستم اما دستهایم خالی است! گفتم پس بمان ... گفتی چه امروز چه فردا باید رفت ...

 

 

 

خصومت شخصی !

 

به نام خدا

 

حکومت  در کشور ما حرفهای زیادی برای آقایان و خانمها داشته است . به آقایان الفبای شهادت ، ایثار ، خانواده دوستی ، کارکردن تا همیشه ، حرف گوش کن بودن و ... و به خانمها غرور ، قدرت ، دستور دادن ،جیغ زدن ، یک کلام بودن و رانندگی عجیب را آموخته است .  مرد که باشی همه چیز فرق می کند  . کسی نگرانت نمی شود و دلش برایت نمی سوزد .حق نداری خسته شوی . حق نداری کار نکنی .حق نداری گریه کنی. حق نداری بلد نباشی ، حق نداری نتونی ،  حق نداری حق داشته باشی ... اما زن که باشی همیشه حق با شماست !