آخرین مبارز

 

به نام خدا

 

 این روزها دنیا دگرگون است حالا که دیگر عرقی به پرچم ملی ندارم . هنگامی که پرچم مظلومیت سلحشورانت اینگونه برافراشته شده است . ۷۲ مبارز . که هر کدام لشکری بودند . خونهایشان را چه خالصانه تقدیم قدمهایت کردند .و سرهایشان را چه عاشقانه زینت نیزه ها کردند . همگی در عرض ارادت به خدمتتان گوی سبقت را چه مغرورانه از دیگران ربودند .و آنها که ماندند تا ابد چه عاجزانه حسرتش را بردند . بین این همه آن کس که آتش بر دل ما انداخت چه بیرحمانه دستانش را  جدا کردند وقتی که مشکی آب تنها سلاحش بود . و آن لحظه که بر زمین افتاد چه مظلومانه به خیمه مینگریست هنگامی که خون چشمانش را می آزرد .و خدا میداند در دلش چه غوغایی بود هنگامی که دست اشارت آن کودک بسویش دراز بود . ۷۲ مبارز چنان به قلب شیطان زدند که هرگز هیچکس نتوانست بنویسد که در آن ظهر غبارآلود بر آنان چه گذشت هنگامی که با زمین افتادن هر کدام کوهی از ایثار فرو  می ریخت و تو ای اخرین مبارز ،که  در وصف شهادتت چیزی بجز گریستن نخواهم داشت .   

 

 

 

 

اسیری ...

به نام خدا

 

 

امروز روی کاغذ چند کلمه ای نوشتم  بر حسب اتفاق ...

 زندگی ، حس عاشقی ، دلتنگی ، دنیای با تو بودن ،تنهایی ، بی وفایی ، بودن ، نبودن ، اضطراب ، دلواپسی ، امید ... و  اسیری 

 اما خوب که دقت کردم ،دیدم زندگی ام سرشار از همین چند کلمه است . که برخی از آنها گوشه ای و برخی دیگر تمامی امپراطوری ذهنم را تسخیر کرده اند . آنها را نوشتم . فکر کردم و فکر کردم . لباس رزم پوشیدم و در آوردم .نتیجه گرفتم که صلح بهتر از جنگ است . این تجربیاتم را مدیون مطالعه جنگهای صلیبی قرون وسطای اسپانیا می دانم . اسیری را بر می گزینم . زیرا در اسیری  همه ی آن کلمه ها وجود دارد...

 

 

     

 

روز جهانی

به نام خدا

 

شاید ندانیم امروز یکی از بزرگترین روزهای تاریخ بشریت است.  اگر با خود کمی بیاندیشیم میبینیم که خداوند در عرضه داشتن بهترین و بالاترین نعمتهایش هرگز از انسان دریغ نفرموده است . اما انسان در مقابل همیشه با سرکشی و بی مهری این نعمتهای بی همتا را چنان بی حرمتی نموده است که گاه در داشتن شعور در انسان دچار تردید می شویم . کوته نظری و بخل ورزی همچنان در طول تاریخ یار و برادر این موجود بوده است . بطوری که با جنگ افروزی و طغیان حتی در برابر خداوند همواره پیشتاز دیگر مخلوقین بوده است . اما  درمقابل این همه جهل و نادانی انسانهای بی مانندی هم آمدند .

 علی، به تنهایی یک کتاب است . نه بهتر بگویم یک شاهنامه است . شاهنامه ای به قطر تمام جهان .           علی جان ، امروز روز معرفی تو به جهان است . امروز روزی است که فقط تو لایقش بودی و هستی . امروز ، روز توست . امروز روز عدالت است .  روز مظلومیت است . امروز روز جوانمردیست . روز پدر است . روز میلاد است . روز صداقت است . روز از خود گذشتگی و روز پاکیست ... اگر بخواهیم همه چیز را بنویسیم شاید تمام روزهای قشنگ سال را باید در امروز بنویسیم . ولی تقویم برای امروز فقط نام علی را برگزیده است . زیرا همه زیباییها در کلمه علی تجلی می یابد .علی جان ، شاید و حتما این نعمت را سپاسگزارم  هر چند که هنوز هم درست نمیشناسمت اما اسمت را از بر دارم .