نگاه ما به زندگی و کردار ما تعیین کننده حوادثی است که بر ما میگذرد ...
به نام خدا

بالاخره ماه مبارک رمضان تموم شد . نمیدونم چه قدر استفاده کردین . از خدا میخوام این ماه رمضون آخرمون نباشه چون من یکی هنوز شب قدر برای پاک شدن همه گناهانم کم دارم ![]()
سلام واقعا ببخشید که دیر به دیر آپ میکنم آخه سرم شلوغه دانشگاه و کار و درس همه و همه ریخته رو سرم . از همتون هم به خاطر اینکه زحمت میکشید و میایید و سر میزنید ممنون و متشکرم ![]()
![]()
با تو میگویم ![]()
![]()
![]()
کوندرا :کسیکه را که دوستش داری آزادش بگذار ، اگر قسمت تو باشد بر می گردد ، وگرنه بدان که از اول مال تو نبوده است.
به كسي كه حرف راست مي زند ، اسب هديه بدهيد ( تا پس از گفتن حقيقت به كمك اسب فرار كند ) .
باز هم یه داستانک دیگه که نامش هست
" اوج " ![]()
تمام توانش را جمع کرد تا از سنگ بالا برود . فقط چند قدم دیگر مانده بود ... بالاخره رسید ... حالا در بالاترین نقطه زمین ایستاده بود ... با غرور پشتش را راست کرد و به دور و برش نگاه کرد . بله اینجا بلندترین جای جهان بود .
بادی در غبغب انداخت و رو به جهان زیره پایش فریاد کشید :
آهای به من نگاه کنید آیا بالاتر از من چیزی می بینید؟ چه کسی را جز من یارای این کار بود ... این من هستم تنهای تنها در اوج ...
پرنده در حالی که چوب کوچکی در منقار داشت به پایین خیره شد. باز یک مزاحم دیگر روی لانه نیمه سازش ایستاده بود .
تا سلامی دیگر بدرود







