گمشدگان
|
به نام خدا |
|
سریال گمشدگان(لاست) پربينندهترين سريال قرن اخير است که 18 نويسنده بر روي داستان پيچيده و جذاب آن کار کردهاند.
اسامي غيرمشهور هم جهتدار هستند. مثلا نام «شپرد» رهبر نجاتيافتگان، بمعني «چوپان» است و از اسامي حضرت مسيح بوده که مسيحيان گاهي شپرد را بجاي کلمه مسيح و يا خدا بکار ميبرند. صاحبان جزيرهي مرموز، اغلب اسامي يهودي دارند و کساني که بعلت سقوط هواپيما، اتفاقي روي اين جزيره فرود آمدهاند اغلب مسيحي هستند بجز يک نفر مسلمان و دو نفر چشم بادامي. فرد مسلمان يک شکنجهگر عراقي بنام سعيد جراح است(جراح يعني خونريز) و متولد شهر تکريت(محل تولد صدام) است! اسامي حواريون در بين مسيحيان،ريچال(راحيل مادر يوسف و بنيامين)، سيمون (شمعون)، آرن(هارون)، بن(بنيامين) و ژاکوب (يعقوب، پدر بنياسراييل) به عنوان رييس اصلي و پشت پرده صاحبان جزيره عجيبتر از همه بود.
ساکنان در قسمتهاي اول بسيار وحشي و خونريز ديده ميشدند ولي به مرور بيننده به اين نتيجه ميرسد که اتفاقا آنها بسيار انسانهاي متمدن، باهوش و نهايتا انسانهاي مظلومي هستند که براي نجات خودشان و بشريت در حال تلاش هستند. بعد از قتل عام عمومي ساکنان جزيره در سالهاي گذشته، بار ديگر اخيرا مورد هجوم قرار ميگيرند که مجبور به مهاجرت و جابجايي ميشوند. صحنههاي کوچ اين ساکنان اصلي در جزيره خودشان بسيار رقتانگيز است و اجبارا به تنها نقطه امن جزيره يعني معبدکوچ ميکنند. غول ناشناختهاي هم وجود دارد که بدون علت انسانها را ميربايد و ميکشد ولي بعد معلوم ميشود که فقط يک سيستم امنيتي سالم براي حفظ معبد است. درمورد مکان جزيره هم آنها مطمئن نيستند که جزيره مطلوب آنها همانجا باشد بلکه فقط پيشبيني کردهاند که در آينده اين نقطه ميتواند باشد و اينگونه به آن نقطه رسيدهاند و جالبتر اينکه همه بايد به آن جزيره برگردند چون قرار است جنگ بزرگي بين خير و شر در آن جزيره رخ دهد و ... نکاتي از اين قبيل مثل اصالت مادر، تولد و خون که از ارکان عقايد يهود است در اين فيلم با ظرافت زيادي مورد توجه قرار گرفته است که بابررسي تک تک صحنهها و ديالوگها ميتوان يک کتاب نوشت.
پی نوشت :
جملهي مشهوري در امريکاست که ميگويند: "همه سينما ميروند که با عقايد آن فيلم آشنا شوند ولي يهوديان سينما ميروند تا عقايد خودشان را مرور کنند."
علی سنتوری
به نام خدا

این روزها بحث قاچاق و فروش بدون مانع فیلم سنتوری در سینما بسیار داغ است . بحران مدیریت در کشور مدتهاست گریبان سینمای ایران را گرفته است و اینگونه زحمات کارگردانان ما را نقش براب میکند .عدم وجود قانون کپی رایت و عدم دلسوزی مدیران مربوطه برای این صنعت ارزشمند ایران زمین .امروز باعث لو رفتن کارهای هنری باارزشی همچون این فیلم است .
فیلمی سراسر احساس و درد واندوه که مشکلات جوانان را از زاویه ای دیگر نشان میدهد .بازی هنرمندانه رادان و فراهانی در این فیلم واستفاده از سنتور ساز ایرانی و همچنین صدای زیبای محسن چاوشی بعنوان یک خواننده بدون مجوز به جذابیت و زیبایی این فیلم افزوده و تماشاگر را تا انتها به پای این فیلم مینشاند. همه دغدغه مهرجویی نشان دادن ذره ای کوچک و تلخ از نسل امروز است . نسلی که در بازیهای سیاسی و قدرت طلبانه نسل پیشین برای کرسی قدرت به دست فراموشی رفته است . و میرود تا به فاجعه ای بزرگ در تاریخ این سرزمین تبدیل شود . فاجعه ای نامرئی اما واضح و دردناک . جوانانی ساده با دلهایی پاک که چیزی جز ذره ای توجه نمی خواهند.
وظیفه خود میدانم به عنوان نسل امروز از کارگردان و کلیه دستاندر کاران آن تشکر کنم

