سقوط امپراطور بزرگ
به نام خدا
اولین باری که شنیدم مجسمه آزادی تعجب کردم. برای من مجسمه تا آن زمان مجسمه شاه يا مجسمه هاي اشيا يا بزرگان ...که وسط شهر روی ستونی بود ...خیلی علاقه مند شدم این مجسمه آقای آزادی را ببینم . مانده بودم آخر چگونه ميشود آزادي را به شكل مجسمه درآورد .
اصلا آزادي هم مگر شكل دارد ؟
چند بار از پدرم پرسیدم مجسمه آزادي براي چيست . ولي او جوابي نمي داد . با خودم گفتم شايد اصلا سووال من جوابي ندارد ! يا اصلا سووال نيست كه جوابي داشته باشد...
تعجب من بیشتر شد یکروز از مادرم پرسیدم آزادی عکس داره ؟ مادر یکه خورد و بعد از کمی فکر کردن گفت ... بله فکر کنم عکس آزادی زندان باشه ... داشتم شاخ در میاوردم .پرسیدم چرا ؟مادر خیلی بیشتر از من تعجب کرد و گفت : چرا نداره ... عکس آزادی زندانه...
مطمئن بودم مادر بیشتر از من میداند . چند روزی روی اینکه عکس آزادی زندان میشه فکر کردم و آخر طاقت نیاوردم و از پدرم پرسیدم : پدر وقتی عکس آزادی زندان میشه خود آزادی چی میشه ؟
او باز هم چيزي نگفت ...
اما من فهميدم معني زنداني كه او ميگفت چيست ! آزادي سالهاي سال است كه مرده است . در زندانهاي خوفناكه تاريخ . در پشت پنجره هاي فولادي كوچك ... و مجسمه هم اساطيري است .كسي كه
مجسمه را خلق كرده است شاید یکی از باستان شناسان یا یک پژوهشگر تاریخی بوده است که او را ازروی سنگ نبشته های باستانی اینگونه تصور کرده است . آزادي هم مانند سقراط ، مانند ابن سينا ، مانند همه بزرگان تاريخ تنديسي است كه براي ما و آيندگان تاريخ خلق شده تا بدانند روزي وجود داشته است تا زماني كه امپراطور بزرگ سقوط كرد...
چـون خـرد کمـال گيـرد, گفتـار نقصـان پذيـرد. علی علیه السلام
به نام خدا
انسانهای کوچک و بزرگ
همیشه ایشان را میبینم .همشه از کنار هم رد میشویم و به هم سلام میکنیم. اون همیشه یک کتاب دستش هست و یک هندزفری توی گوشش. هر وقت میبینمش در حال خواندن کتاب هست و بیشتر اونها هم به زبان انگلیسی است . بیشتر وقتها اگر نزدیک باشیم با یک سلام معمولی و یا اگر دور باشیم با یک دست تکان دادن از کنار همدیگر میگذریم ...
بعضی وقتها چند دقیقه ای در خیابان همدیگر رو ملاقات میکنیم. ملاقاتهای خیابانیه بسیار ارزشمند. چون حرفهای ایشان همیشه پر از نکته های زیادی است. ایشان استاد برق و الکترونیک یکی از دانشگاههای تهران است . حرفهایش همیشه شنیدنی است . اما هیچکس از او خوشش نمی اید شاید به خاطر رک بودن و یا شاید به خاطر مغز پری که دارد به او حسودی میکنند .
اینبار حرفهای زیادی میزدیم . شاید یک جلسه ی نیم ساعته ی سرپایی .ناخوداگاه حرفهایمان به ژنتیک و این حرفها رسید . اما اینجا حرفهای جالبی میزد . میگفت : میدونی ژنتیک علم بسیار پیچیده ای است ؟ می گفت علم به این نتیجه رسیده که هر انسانی دارای ژنتیکی است که برخی خاص ترند و انگار از مواد بهتری درست شده اند .و برای بوجود امدن هر ژن برتر، ممکن است قرنها زمان لازم باشد . طبق محاسباتی که علم انها را ثابت کرده است .مثلا ژن انیشتین هر ۱۲۰۰ سال یکبار بوجود میاید .ولی ژن یک زن خواننده مثل گوگوش میتواند هر ۳۰ سال یکبار بوجود بیاید . ژنهایی که اینگونه ارتقا یافته اند همیشه فرصت ساخت انها نیست . بعضی ترکیبات در ساخت این ژنها بسته به ارزششان سالها زمان نیاز دارند تا بوجود آیند.
ارزش برخی ژنها بسیار زیاد است . به قرون وسطی اشاره میکند که در غرب وحشی اجازه نمیدادند یک لرد با غیر از خانواده های اشرافی وصلت یا همبستری پیدا کند .آنها قفلهایی به محلهای مورد نظر میزندند تا نتوانند همبستری کنند . زیرا معتقد بودند نژاد اشرافی باید اشرافی بماند . آنها بدون اینکه بدانند یک کار علمی بزرگ انجام میدادند .علم به این نتیجه رسیده است که انسانها یکسان آفریده نشده اند .آنها هم مانند درختان کوچک و بزرگ دارند .
چیز عجیبی نیست هر وقت همدیگر رو می بینیم موضوعی برای گفتگو هست . البته گفتگو که چه عرض کنم . من بیشتر گوش می دهم.
در آخر هم با اشاره به من گفت بدون تعارف میگم تو هم آدم خاصی هستی که افکارت با خیلیایی که دیدم متفاوته ، قدر خودتو بیشتر بدون ... ![]()
ولی پیش ازاینکه علم این چیزها رو بفهمه من میدونستم این ژنتیک یه چیزی هست اما رو نمیکردم ![]()
مرگ تنها رویداد هیجان انگیز زندگی ماست که هرگز برای کسی تعریف نخواهیم کرد ...
به نام خدا
چراغ خطرها و ورود ممنوع ها
چراغهای قرمز یادت هست ؟ تا به حال چند بار از چراغ قرمزهای شهر عبور کرده ای ؟ و یا تا بحال چند بار از اینکار لذت برده ای یا چند بار پشیمان شده ای ؟ لزوما چراغ قرمزها چراغ راهنمایی و رانندگی نیستند ! آنها میتوانند چراغهای قرمز زندگیمان باشند . مینوانند چراغهای قرمز دیگران باشند .که پیامشان" ایست " است. چراغها قرمز هایی که بعضی وقتها عبور از انها مستلزم جریمه های سنگینی است .
نظرت در مورد ورود ممنوعها چیست ؟ تا بحال چند بار این کار را کرده ای ؟یعنی چند بار در ورود ممنوع ها وارد شده ای ؟یا آیا کسانی بوده اند که به ورود ممنوعه های شما وارد شده باشند ؟جایی که شب روز ندارد، همیشه ممنوع است ...
ولی چراغ قرمزها همیشه قرمز نیستند .گاهی سبز و گاهی هم زرد چشمک زن میشوند و میتوانیم با احتیاط عبور کنیم ...
خداحافظ رفیق ... خداحافظ
به نام خدا
خداحافظ رفیق
باز هم قصه ی رفتن . بازهم آوای ترک گفتن . می خواهد برود با همه دلبستگیهایی که به او داریم . با همه حرفها و التماسهایی که از او داریم . دارد میرود . امروز امده بود تا وداع کند . وداعی بغض آلود . هر چند که دلمان برایش تنگ میشود .اما مانع از رفتنش نمیتوانیم شویم .
خداحافظ بهترین دوست . خداحافظ ای بزرگ، ای سخاوتمند . نمیدانم ما را لایق مهمانیهایت دانستی یا نه ؟... دعوتمان کردی، اما نمیدانم لایق بودیم یا نه ...
روزها و شبهایی که با تو بودم را قدر میدانم . و کاش قدر شبهای قدرت را بیشتر قدر می دانستم ...
خداحافظ سحرهای عاشقانه ... خداحافظ سفره های افطار ... خداحافظ ... خداحافظ درهای گشوده آسمان ... خداحافظ ... خداحافظ اشکهای شبهای قدر ... خداحافظ ...
نمیدانم در این مدت چقدر رفاقتمان را به جای آورده ام . نمیدانم در مقابل دست و دلبازیها و مهربانیهایت چقدر بندگی کرده ام ...
فقط این را میدانم که تا یک سال باز هم باید به انتظارت بنشینم ...
اما نمیدانم باز فرصت دیدار دست خواهد داد یا نه ...
به امید آن ...
خداحافظ رفیق
خداحافظ ...
-------------------------
پی نوشت : باز هم جا ماندیم ...
پاییز تا آمد عاشق تر شدیم
به نام خدا
پاییز آمد تا عاشق تر باشیم
صدای خش خش برگهای خزونی را زیر پاهایم میشنوم . درختان رنگشان را به پاییز باخته اند . و خسته... خسته از یک تابستان گرم، به استقبال پاییز رفته اند ...
پائیز می آید...
پائیز آمد .. بدون آنکه حتی لحظه ای درنگ نماید ...
کمی دقت کنیم صدایش را از میان قدمهای کودکان در کوچه و خیابان میشنویم...
کمی دقت کنیم بویش را از قطرات نمناک باران ،استشمام خواهیم کرد...
کمی حساس باشیم یقینا رد پایش را بر روی قلبمان نیز خواهیم دید...
آری پائیز فصل هزار رنگ از راه رسید...
عشق را در پائیز باید شناخت ، جان را در همین فصل باید نثار کرد ، شاید عقل را نیز در همین فصل می بایست به حراج گذاشت...
پائیز فصل قلب است ، فصل عشق است ، فصل جوانی و فصل خیانت است...
در پائیز بیشتر از همیشه عاشق میشویم... بیشتر از همیشه خیانت میکنیم و از همیشه بیشتر دوست میداریم...

