رفیق نیمه راه ...
به نام خدا
همانطور كه روي صندلي چوبي و قديمي پارك شهر نشسته بودم و كتاب " خاطرات يك مغ " از پائولو كويئلو را ميخواندم . گاه گاهي هم سرم را بلند ميكردم و به غنچه هاي زيباي بهاري نگاه میكردم . به گمانم اولين باري هست كه بهار را میبینند .چون خیلي عجولند و دوست دارند زودتر شكوفه كنند.و خوشحالند از اینکه همه زحماتشان به بار نشسته ...
گنجشکها آواز سر میدادند و طنین صدایشان فضای پارک را پر میکرد و درختان با نوازش دلنواز باد و آواز گنجشکها می رقصیدند . چه سمفونی زیبایی . چه موسیقی دلنوازی . نفس عمیقی میکشم و به آسمان نگاه میکنم . پرنده های مهاجر را میبینم که اکنون به مقصد رسیده اند و دارند در آسمان مانور میدهند . دارم به این فکر میکنم من کی به مقصد میرسم ! ؟ غنچه و گل و درخت و گنجشگها به مقصد رسیده اند . خوشا به حالشان در بهار به مقصدشان رسیده اند . اما من میدانم در بهار عمرم هرگز به مقصد نخواهم رسید . معمولا آدمها در پاییز به مقصد میرسند و بعضیا در زمستان هم نمیرسند و گم میشوند ...
دوباره به کتاب نگاه میکنم ، دوست ندارم این کتاب را هم مثل سیل کتابهای باارزشی که نیمه کاره گذاشته ام و نخوانده ام ، رهایش کنم ... قهرمان این کتاب هم مقصدی دارد مقصدی بسیار مهم که بخاطرش مسیر طولانی را باید طی کند .من باید تا آخر این داستان با او همراه شوم . امیدوارم این بار رفیق نیمه را نباشم ...
علی سنتوری
به نام خدا

این روزها بحث قاچاق و فروش بدون مانع فیلم سنتوری در سینما بسیار داغ است . بحران مدیریت در کشور مدتهاست گریبان سینمای ایران را گرفته است و اینگونه زحمات کارگردانان ما را نقش براب میکند .عدم وجود قانون کپی رایت و عدم دلسوزی مدیران مربوطه برای این صنعت ارزشمند ایران زمین .امروز باعث لو رفتن کارهای هنری باارزشی همچون این فیلم است .
فیلمی سراسر احساس و درد واندوه که مشکلات جوانان را از زاویه ای دیگر نشان میدهد .بازی هنرمندانه رادان و فراهانی در این فیلم واستفاده از سنتور ساز ایرانی و همچنین صدای زیبای محسن چاوشی بعنوان یک خواننده بدون مجوز به جذابیت و زیبایی این فیلم افزوده و تماشاگر را تا انتها به پای این فیلم مینشاند. همه دغدغه مهرجویی نشان دادن ذره ای کوچک و تلخ از نسل امروز است . نسلی که در بازیهای سیاسی و قدرت طلبانه نسل پیشین برای کرسی قدرت به دست فراموشی رفته است . و میرود تا به فاجعه ای بزرگ در تاریخ این سرزمین تبدیل شود . فاجعه ای نامرئی اما واضح و دردناک . جوانانی ساده با دلهایی پاک که چیزی جز ذره ای توجه نمی خواهند.
وظیفه خود میدانم به عنوان نسل امروز از کارگردان و کلیه دستاندر کاران آن تشکر کنم

