تبليغاتX
زندگی زیباست

دلسوز تر از دیگران

به نام خداي بزرگ

.

بعضي وقتها كه به تاريخ نگاه مي اندازم و صفحات آن را ورق ميزنیم .افكارمان مخدوش ميشود . اذهانم به هم گره ميخورد و گاهي با خواندن آن به ابهام ميرسم و گهگاهي نوشته هاي مغرضانه به چشم مي بينیم . تاريخ چند هزار ساله ايران پيش از اسلام و تاريخ ايران پس از اسلام هر كدام داراي ابعادی هستند كه اگر با چند زاويه به انها بنگري نتايجي ديگری ميگيري و برخی اوقات اصلا نتيجه هاي كه گرفته اي نه تنها شبيه اون چيزي نيست كه توي تاريخ امروز ما نوشته اند بلكه ۱۸۰درجه هم اختلاف دارد. مثلا ورود اسلام به ايران ، وقتي در تاريخ نوشته شده اين دوران وصف حالش را ميخوانيم اينگونه مينويسد : ((مردم ايران از ظلم و ستم شاهان ساساني به ستوه آمده بودند و خود دروازه هاي شهر را به روي لشگريان اسلام گشودند تا آزادي و آزادگي را تجربه كنند . و از يوغ استثمار موبدان زياده خواه زرتشتي رهايي يابند ))و حال آنكه واقعيت چيز ديگري است .آنها به دعوت ایرانیها نیامده بودند برای نجات انها هم نیامده بودند تعدادی از انها اعرابی بودند ،که چون شنیده بودن ایران کشور ثروت مندی است و برا ی غنایم آمده بودند آنها برای تحمیل آمده بودند.نمونه این اظهارات تو خالی در تاریخ ایران پس از اسلام بیشتر به چشم میخورد .تاریخ را به سلیقه حکومتها مینویسند .در کتابهای تاریخی کمتر به بابک و حسن صباح و یا استاد سیس پرداخته است . اصلا گویی آنها را شورشیانی میداند که به قلب اسلام زده اند .

تاريخ معاصر ايران همواره تاريخي است كه  دستخوش تحولات، جنگها ، انقلابها ، خيانتها و رفاقتهاست . تاريخ معاصر ما پر از زنده بادها و مرده بادهايي است كه چه درست و چه غلط نه تنها به سود مردم نبوده است بلکه به سود زمامداران امور بوده است . تا از آب گل آلود نهنگ بگیرند ...

اکنون کجای تاریخ ایستاده ایم . اکنون به کدام افق مینگریم . ما جز زنده بادها هستیم یا مرده بادها ؟

همه این حرفها را گفتم تا به رییس جمهورمان بگویم : جناب رییس جمهور میدانم سخت خسته ای . میدانم زمام امور در بد زمانه ای دامنت را گرفته است . اما کاری کن تا اگر روزی تاریخ به قضاوت ایستاد . با افتخار از شما یاد شود . تا آیندگان هم به اقدامات شایسته شما افتخار کنند . کاری کن ! تا برای نسلهای آینده ما حرفی برای گفتن داشته باشی . زیرا تو تنها کسی هستی که در این تاریخ معاصر دلسوز تر از دیگرانی .

کسانی که دلی برای سوختن ندارند ...

 

!! نوشته شده توسط مهدی تابش | 13:48 | پنجشنبه 1386/07/26

می نویسم (د ی دار)تا اگر بی من دل تنگ منی یک به یک فا صلها را بردارد...

به نام خدا

I love you

زلیخا عشق نمی داند

زلیخا مغرور قصه اش بود زلیخا به همنشینی نامش با یوسف می نازید
زلیخا بر بلندای قصه رفت و گفت رونق این قصه همه از من است
این قصه بوی زلیخا می دهد کجاست زنی که چون من شایسته عشق
پیامبری باشد ، تا بار دیگر قصه ای این چنین زیبا شود؟
قصه دیگر نازیدن زلیخا را تاب نیاورد و گفت: بس است زلیخا ! بس
است .از قصه پایین بیا ، که این قصه اگر زیباست ، نه به خاطر تو ، که
زیبایی همه از یوسف است .
زلیخا گفت: من عاشقم و عشق رنگ و بوی هر قصه ای است . عمریست که
نامم را در حلقه عاشقان برده اند.
قصه گفت : نامت را به خطا برده اند ، که تو عشق نمی دانی.
تو همانی که بر عشق چنگ انداختی . تو آنی که پیرهن عاشقی را به نامردی
دریدی. تو آمدی و قصه ، بوی خیانت گرفت . بوی خدعه و نیرنگ. از قصه ام
بیرون برو تا یوسف بماند و راستی
و زلیخا از قصه بیرون رفت .

***
خدا گفت: زلیخا برگرد که قصه جهان ، قصه پر زلیخاست و هر روز هزارها
پیرهن پاره می شود از پشت . اما زلیخایی باید، تا یوسف ، زندان را بر او برگزیند.و
قصه را و یوسف را ، زیبایی همه این بود.
زلیخا برگرد!

!! نوشته شده توسط مهدی تابش | 16:11 | یکشنبه 1386/07/15

ببخش نه به اندازه ی اسراف ، میانه رو باش نه به اندازه ی چشم تنگی و بخل. علي عليه السلام

به نام خدا

شهادت مولاي متقيان حضرت علي را تسليت عرض ميكنم

 

حيدر بابا اي شهريار عالم          حيدر بابا اي شهريار خسته

حيدر بابا عشقت عيار زهراست      سجاده ات چشم انتظار زهراست

 حيدر بابا دنيا يالان دنيا دي             حيدر بابا دردا سالان دنيا دي   

آي ادما ارباب ما بنده نوازي ميكنه     يه عمريه نام علي با دلا بازي ميكنه

اسم مقدسش شده زكر لبم دم همه دم

         يه مويي از اربابمو به صدتا عالم نميدم     

ميشه يه خواهش كنم زمين نزن حرف منو

آقا توي مجلس عزات بگيري جونمو

هر كي ديونت بشه اون پادشاه عالمه

ارتباط من و تو همه مي دونن محكمه

به حسابم بياريد به بودنم پل ميكني

ممنونم بايد بديهامو تحمل بكني

...

        التماس دعا

!! نوشته شده توسط مهدی تابش | 11:10 | پنجشنبه 1386/07/12

حرف بايد حرف ما باشد !!!

به نام خدا


اگر قدرت ندارید که با نیروی خود مشکل ها را در هم بشکنید لااقل مرد باشید که در برابر حوادث بایستید . حسن صباح

 

تاريخ معاصر ايران پر از حوادث پي در پي ، خوشايند و ناخوشايند است . از ۲۰۰سال پيش تا كنون حادثه هايي چون انقلاب سفيد ، درگيريهاي خياباني دهه ۴۰، جنگهاي چند روزه خليج فارس همه و همه نشان دهنده نبودن ثبات سياسي حكومت مركزي در اين سالهاي ايران بوده است .نداشتن ثبات سياسي در زمان حكومت پهلوي بعلت نفوذ بي قيد و شرط دولت ايالات متحده، هر چند در ظاهر حكومتي مقتدر مي نمود اما در زير سايه دولت امريكا چاره اي جز تحت سلطه بودن را نداشت . سالهاي متمادي امريكاييان با تصاحب تاريخ ، ثروت ، و هويت ايراني آن را تاراج ميكردند و جالب اينجاست كه قانون كاپيتالاسيون را هم اجرا ميكردند . يعني با تمام اينكه چهار نعل از تاراج اين مملكت دريغ نميكردند ، ما ايرانيها را بعنوان وحشي قلمداد ميكردند و از ما حق توحش ميگرفتند . حالا نزديك به سي سال از انقلاب ايران ميگذرد . سي سال از انقلابي كه ميخواست ايران را متحول كند ميگذرد . ما در طول همه ي اين سالها درسياست در جا زده ايم و گاهي نيز به عقب رفته ايم . حالا ديگر امريكاييها معادن ما را به غارت نميبرند آنها از شيوه هاي بهتري استفاده ميكنند . حالا انها هويت ما را لگد مال ميكنند . كشوري ۲۰۰ساله تمدن ۱۰۰۰۰ساله ما را به تمسخر گرفته است . هنوز هم ما را وحشي ميخواند . سفر رييس جمهور ايران به آمريكا را ميتوان نقطه ي شروع حركت ضد نژاد پرستي عليه غربيها دانست . بيش از ۱۰۰۰۰نفر در محوطه دانشگاه و خيابانهاي آمريكا و ۵۰۰ميليون نفر در سراسر دنيا از طريق تلويزيون در حال ديدن وشنيدن سخنان  او در امريكا بودند آنها به دنبال چه هستند ؟ آيا دروغ اينهمه طرفدار دارد ؟ نه ! آنها بدنبال حقيقت در دروازه هاي شرقي ميگردند . زيرا دروازه هاي غرب همچنان بسته است . من تعجب ميكنم از برخي از مردم خودمان كه احمدي نژاد را متهم به ياوه گويي و زدن حرفهاي بي نتيجه در امريكا ميكنند . ولي من ميگويم حرفهاي ما چه درست و چه نادرست بايد زده شود . بايد ما هم حرف بزنيم . بايد ما هم نظر بدهيم . بايد ما هم در تغيير دنيا سهيم باشيم . ۲۰۰سال انها بر سر ما زدند ،

حالا ما ميخواهيم همه چيز را تغيير دهيم . چه درست چه غلط

حرف بايد حرف ما باشد !

 

!! نوشته شده توسط مهدی تابش | 12:26 | پنجشنبه 1386/07/05

RSS